نیایش :
نیایش تنها نقطه ی این دنیاست که میتوان از بند هایش رها شد و یکی از بند های آن اینست که تمام خواستن ها و دوست داشتن های ان پر است از مقتضیات و نیازهای خودپسندانه و در تمامی بی تابی های دین دنیایی رنگی از ریا و ناصافی و منفعت طلبی می بینی حال آنکه نیایش ورطه ی بی تابی های متفاوتی ست که صافی و زلال بودن و رنگ بی رنگی شاخه ی آن ست
ایستگاه بهشت:
از جهان تا خدا هزار استگاه بود
در هر ایستگاهی که قطار می ایستاد کسی گم میشد
قطار میگذشت و سبک میشد
زیرا سبکی قانون خداست
قطاری که به مقصد خدا می رفت
عاقبت به ایستگاه بهشت رسید
پیامبر گفت ایجا بهشت است و من
شادمانه بیرون پریدم
اما تو پیاده نشدی؟!
و من نفهمیدم...
قطار رفت و دور شد
و من از فرشته ای پرسیدم مگر اینجا آخرش نیست؟
گفت نه ; قطار به سوی خدا میرود
...و خدا به آن ها میگوید درود بر شما راز من همین بود
آنکه مرا میخواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد
و من...